تبليغاتX
یادداشتهای یک ناشناس

یادداشت ویژه - سال 1391 مبارک


بهار یک نقطه دارد

نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد.

سال نو بر همه مبارک

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 1 فروردین1391 و ساعت 8:11 |

یادداشت ویژه - فوتبال آلوده به گناه !



دوپینگ ، تبانی ، دلالی و کشف حقیقت ..


امواج برخاسته از دریای متلاطم فوتبال ایران هر از چندی افکار عمومی را به بازی می گیرد و شهروندان ایرانی ذهنیت بدی به فوتبال پیدا میکنند . دوپینگ پدیده ای است که قبل از آغاز سال89  در فوتبال ما مطرح شد و گهگاهی حرفهایی از آن در رسانه ها مطرح می شود  . اما چند روزی است که خبری مثل بمب خبری بین خبرها ترکید " 3 بازیکن لیگ برتری دوپینگی هستند "

بعد از این خبر و انکار از آن بازیکنانی که مورد اتهام قرار گرفته بودند امروز خبری بر روی سایت رسمی فدراسیون آمد که مسولان کمیته ضد دوپینگ این 3 بازیکن را که دو بازیکن تیم «استقلال » هم در بین آنها هستند فقط به درج و اخطار کتبی بسنده کردند و در واقع به نوعی موضع را ماست مالی کردند !!

دوپینگی ها بخشیده شدند و کمیسیون دوپینگ هم به اخطار کتبی اکتفا کرده است . این در حالی است که تنها یک پرسش در این میان باقی می ماند که اگر قرار بود همه چیز تا این اندازه ساده برگزار شود چرا اصلا اسم بازیکنان را مطرح کردید تا با آینده فوتبالی آنها بازی شود؟ اصلا چرا هزینه می کنید و از بازیکنان تست دوپینگ می گیرید که در پایان همه چیز را با یک اخطار کتبی حل و فصل کنید؟

درباره دوپینگ و رخنه آن به چند تیم لیگ برتری ، کمیته ضد دوپینگ فدراسیون برای مدتی فعال و دست به کار شدند . این یکی از همان موج هایی بود که در فوتبال ایران ایجاد شده و دکتر هاشمیان حتی چند وقت پیش به برنامه 90 رفت و توضیحاتی را ارئه کرد و پس از آن پرونده دوپینگ به بایگانی فدراسیون فوتبال رفت و از آنجا که فراموشی و نسیان عادت ترک نشدنی بشریت است ، خیلی ها یادشان رفت این پدیده مذموم تا کجا به بدنه فوتبال رسوخ کرده است .

پس از آن موج های بلند ، دریای توفانی آرام شد و دوپینگ در اتاق بایگانی خاک خورد تا با یک تلنگر دیگر بازارش داغ شود .

بحث دوم مربوط به تبانی و دلالی هایی است که در طول این سالها  در فوتبال ما وجود دارد و کسی نمی تواند منکر آن شود . بار ها و بارها اتهام هایی شده و حتی در چند قسمت از برنامه های 90 در باره تبانی و دلالی صحبت شد اما آخر چه شد ؟ پرونده های اآنها چه شد ؟ چه کسی به آنها رسیدگی کرد ؟گهگاهی کسی حرفی می زند اما به دلایلی خاص  مسئله مختومه اعلام میشود یا به مرور زمان فراموش می شود . یعنی در فوتبال ما تبانی نیست ؟ پاسخ با شما ..

فوتبال ما در برهه خاصی قرار دارد ؛ انتخابات فوتبال در پیش است و نامزدهایی که امتحان خود را پس داده اند! و شاید هم باز هم باید سکوتی دیگر در برابر اتفاق تلخی که در فوتبال ما میافتد انجام داد تا این مورد هم بگذرد اما دریغ که این موارد از بین نخواهد رفت .

در اینجا کسی به دنبال حقیقت نیست اصلا واقعیت سیری چند ؟ لابد همه منتظر شفاف سازی هستند و می خواهند اصل ماجرا را بدانند اما آیا کسی به آنچه افکار عمومی در انتظارش است می اندیشد ؟
توجه کنید فوتبال ما امروز متهم است ، حتی اگر این فوتبال آلوده به گناه نباشد انگ دوپینگ و تبانی به آن خورده ...

امروز برای مردم این سوال مطرح است که فوتبال ایرانی را چه شده است و چه کسی مسئول پاسخگویی به آنهاست ؟

در فدراسیون فوتبال باید سراغ یک نفر رفت که شهامت داشته باشد ، کسی که بتواند دوپینگ ، تبانی و هر عمل مذمومی که منتج به یک اتهام تازه علیه فوتبال ایران می شود را تایید یا تکذیب کند و برای ریشه کن کردن آنها چاره ای بیاندیشد .
فوتبال آلوده به گناه ، آن چیزی نیست که مردم  می خواهند ...


+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه 1 اسفند1390 و ساعت 18:12 |

یادداشت روز - سیزدهم بهمن ، یک نوستالژی دیگر برای هواداران

پرسپولیس


شب به یاد ماندنی برای هواداران سرخ بود ، استقلال چهار دربی پشت سرهم را پیروز شده باشد ، 2 بر 0 جلو باشد و با یک بازیکن  بیشتر از حریف سنتی خود که ناگهان در 10 دقیقه ؛  بنگ !! .. استقلال و هوادارانش در سرمای ورزشگاه یخ زدند ، ایمون زاید سرمای ورزشگاه را متوقف کرد و  شور و حرارتی به بازی داد . او برای هواداران سرخ  سه گل پیاپی زد و تبدیل به  شخصیت فراموش نشدنی آن شب شد ..

پرسپولیس پرطرفدارترین باشگاه آسیا هر ساله آبستن حوادث تخ و شیرین زیادی است گاهی هوادار را به نقطه  ای می رساند که اشک از دیدگانش جاری می شود ، گاهی هم او را به سقف آسمانها می برد جایی که دوست دارد پرواز کند .

قرمزها سه مرتبه از نقطه صفر به  اوج رسیدند ، هر بار تقریبا به یک شکل . پرسپولیس به مثابه یک بیمار تا آستانه مرگ پیش رفت و درست لحظه ای که درون آمبولانس درحال چانه زدن با ملک الموت بود ، ناگهان بر مرض چیره شد و شیرین تر از همه ، عاقدی را مقابل چشمانش دید که تمام خوشبختی های از دست رفته را به عقدش در آورد .

اگر بخواهیم نگاهی به نوستالژی های فراموش نشدنی پرسپولیس در چند ساله گذشته بیاندازیم به سال 81 می رویم جایی که رقابت سخت و نفس گیر استقلال و پرسپولیس در لیگ ، هیجانی به هواداران داده بود استقلال برای قهرمانی فقط یک امتیاز می خواست و پرسپولیس هر سه امتیاز را !! آن روز عجیب استقلال در انزلی از ملوان شکست خورد و پرسپولیس با گل ابراهیم اسدی فجر سپاسی را از پیش رو برداشت تا عروسی به محله سرخ ها بیاید ..

دومین مرتبه در لیگ هفتم و سرمربی گری افشین قطبی ، او که یک نیم فصل بدون باخت پشت سر گذاشته بود نیم فصل دوم را خوب کار نکرد تا تیم سپاهان مدعی اصلی قهرمانی شود و قهرمانی در آخرین بازی مشخص شود ؛ آن روز هم برای هواداران روز عجیب و البته فراموش نشدنی بود و با اینکه دو تیم در وقت قانونی 1 بر 1 مساوی بودند اما با گل دقیقه 96 سپهر حیدری هواداران بر فراز  ابرها قدم بر می داشتند ..

و آخرینش مربوط می شد به شب سیزده بهمن ؛ با اینکه اینبار قهرمانی در کار نبود اما ارزش آن کمتر از قهرمانی نبود آنها معجزه کردند و از یک شکست تلخ دیگر بهشتی برای خود درست کردند و با 3گل شکست 2بر 0 را جبران کردند .
اما مصطفی دنیزلی که با 3 تیم ترکی قهرمان لیگ ترکیه شده ، و حتی در رقابتهای یورو 2000 سرمربی موفق تیم ملی ترکیه بوده ؛ در ایران با تیم پاس در برابر استقلال خوب کار کرد و در پرسولیس برابر استقلال در 3 بازی 2 برد و یک تساوی داشته است تا به نوعی گربه سیاه استقلال باشد .
 

همینطور ایمون زاید مهاجمی خوش استیلی که در آخرین تیمش دری سیتی در لیگ ایرلند با 22 گل آقای گل شده بود می تواند در بازی های آینده عصای دست دنیزلی باشد به این پرسپولیس می توان امید داشت که در رقابتهای آسیا موفق کار کند باید دید آیا پرسپولیس می تواند راه خوشبختی را پیدا کند ؟




لینک در سایت کانون هواداران پرسپولیس

لینک در سایت سکوی سرخ

لینک در سایت فوتبال برتر

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه 14 بهمن1390 و ساعت 17:34 |

 یادداشت روز - بالانشيني بلاست!


 از شما چه پنهان در مدارس ابتدايي هم وقتي حرفي از انتخابات بر سر زبان‌ها مي‌افتد دبستاني‌ها هم شور و شوق پيدا مي‌كنند تاشايد با پيروزي در انتخابات دانش‌آموزي با ديگر دانش‌آموزان فرق داشته باشند.

قبول مسئوليت يعني پذيرش بار بيشتر، ولي حس برتري‌طلبي آدميان، بي‌توجه به اين واقعيت، در به در دنبال حمل اين بار بيشتر مي‌گردد. انگاري بي‌سر و صدا نمي‌توانند زندگي كنند.

عيبي هم ندارد وقتي يك فرصتي «اپيدمي» مي‌شود كسي بابت بيمار بودن خجالت نمي‌كشد. تازه خبر نداريد بعضي‌ها به واسطه وخامت حالشان در بيماري رياست‌طلبي، به ديگران فخر هم مي‌فروشند. مريض است ديگر، بايد به او مسكن زد تا از شدت درد فرياد نكشد. پس بايد يك رياست به او داد تا نظم و زندگي مردم ساده و بي‌‌آلايش را بر هم نزند.
راستي براي چه اين مقدمه را نوشتم؟ آهان، يادم آمد، به زودي انتخابات رياست فدراسيون فوتبال شروع مي‌شود. خيلي‌ها هم آرزوي نشستن روي صندلي رياست آن را دارند. البته حقير نامزد رياست نيستم ولي اتاق رياست فوتبال را ديده‌ام. تحفه هم نيست.
مردانه بگويم، مسجد كوچك محله ما خيلي با صفاتر از آن اتاق بزرگ و دو در است. ولي نمي‌دانم چرا كسي براي رفتن به مساجد دور افتاده توي كوچه و پس‌كوچه‌ها، سر و دست نمي‌شكند اما ساكنان يك اتاق در خيابان سئول، حاضرند هر كاري بكنند تا چند سالي را در آنجا بگذرانند. اي كاش فقط رفتن به آن چهار ديواري سخت بود، ماندنش بسيار دشوارتر است. هر روز برنامه‌ها و شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما كوچك‌ترين رفتار و گفتار بخت برگشته‌اي را كه فكر مي‌كند آقاي فوتبال ايران است زير ذره‌بين مي‌برند.
درست همان زمان يكي دو كيلومتر آن طرف‌تر بار بري چند توماني مي‌گيرد و بار سنگين جماعت را از دوششان برمي‌دارد تا هم كمكي به آنان شده باشد هم عائله خويش را با نان حلال سير كرده باشد. فحش هم نمي‌خورد. البته تصويرش بر صفحه اول نشريات نقش نمي‌بندد و امثال برنامه ۹۰ نيز دستش نمي‌اندازد، ولي او زنده است و در راستاي هدف خلقتش،‌كه بندگي و شناخت خالق است پيش مي‌رود.

وجداناً‌ اين رياست چه منافع معنوي دارد كه همه براي رسيدن به آن دنيا را زير و رو مي‌كنند. باور كنيم و باور كنند كه:

نردبان اين جهان ما و منيست
عاقبت اين نردبان افتادنيست
لاجرم آنكس كه بالاتر نشست
استخوانش خردتر خواهد شكست

منتشر شده در روزنامه جوان

+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 4 بهمن1390 و ساعت 17:9 |

يادداشت وي‍ژه - چند كلامي با جواد خياباني كه دوستش داريم ..


با توجه به اينكه گزارشگران ايراني در دنياي مجازي كمتر دست به قلم شده اند اما جواد خياباني يكي از گزارشگران با سابقه ما در «سايت گل» درد و دل طولاني براي منتقدانش نوشت و من را مجاب كرد تا چند كلامي براي او بنويسم .

با اينكه سالهاي خيلي دور شايد تصاوير فوتبال بدون صدا پخش ميشد و هيجان را از فوتبال مي گرفت اما بعد از اينكه صداو گزارش روي تصاوير تلويزيوني آمد فوتبال هيجان انگيز تر شد و گزارشگري فوتبال يك شغل حساس و در عين حال بسيار مفيد تبديل شد كه لحظات فوتبال را براي بيننده و شنونده مفرح و هيجان انگيز مي كرد.

جواد عزيز من يكي از علاقه مندان گزارش هاي شما هستم ، سر گذشت شما را كما و بيش مي دانم ،  مي دانم كه در سال 1377 بهترين گزارش گر فوتبال ايران شده ايد يا حتي در سال هاي ديگري اين عنوان را بدست آورده ايد . مي دانم بر خلاف عادل فردوسي پور شما اول دروازبان فوتبال بوديد و بعد گزارشگر فوتبال شده ايد و به قول خودمان عكس با« شورت ورزشي» داريد !

مي دانم اولين گزارش خود را در سال 1374 در بازي پرسپوليس و كشاورز انجام داديد و چه زيبا گزارش كرديد . حتي مي دانيم شما تحصيل كرده هستيد و در دانشگاه هم تدريش ميكنيد ، سختي هاي كه كشيده ايد تا به اينجا رسيده ايد را مي دانيم ..هنوز گزارش به ياد ماندني شما در بازي تاريخي «ايران - استراليا» از اذهانمان پاك نشده كه چه خاطره اي را همراه با ملي پوشان ، آن شب براي ما رقم زده ايد .

همه را مي دانيم اما تا بحال از خود پرسيده ايد چرا عادل فردوسي پور كمي محبوب تر از شماست ؟جواب سوال واضح است ، عادل روحيه نقد پذيري دارد و با اين همه هجمه كه براي او و برنامه 90 درست كرده اند اما نقد ها را مي پذيرد و باقي حرفهاي بي ارزش را ناديده مي گيرد . اگر در گزارشي اشتباهي كند (نه سوتي) آن را اصلاح ميكند نه اينكه مدعي شود و به توجيح بپردازد . او به فكر رشد و ارتقا گزارش خود است نه اينكه به عقب برگردد و جواب مخاطب را بدهد .

البته نويسنده بسيار خوشحال است كه گزارشگري مثل شما نظرات مردم برايش مهم است كه دست به قلم شده و مي نويسيد و اين شايد در جاي خود بسيار مفيد واقع شود .

دير زماني است كه فرهنگ دو سويه« نقد شدن و نقد پذيرفتن» داراي اشكالات متعددي است كه در اين فرصت شايد بتوان برخي از آن ها را بيان كرد . بدون شك حق همه طرفداران و كاربران فوتبال است كه انتقادات و پيشنهادات خود را به صورت منطقي و مودبانه بيان كنند و انتظار داشته باشند مسولين درمقام پاسخگويي بر آيند. اما نقد كردن بي شك با مجادله ، هتاكي و بي حرمتي متفاوت است ؛ ما بايد ياد بگيريم در مسائل اين چنيني اغراض شخصي را دخالت ندهيم و با پيش داوري در زمينه شخصي به نقد نشنينيم . ادبيات به كار رفته در نقد بهتر است حرمت نقد شونده و منتقد را پاس دارد زيرا در اين صورت نه تنها كمكي به حل مشكلات نخواهد كرد بلكه آغاز مكرري خواهد بود براي برخوردها و حساب هاي شخصي ، از سوي ديگر وظيفه كساني كه نقد مي شوند كه چه رئيس فدراسيون باشدو چه مدير عامل يك تيم ، چه مربي و حتي گزارشگر فوتبال اين است كه با توجه به انتقاد حتي اگر منصفانه نباشد نشان دهد به مردم ارج مي نهند و به دور از هرگونه خود شيفتگي و با احترام به مخاطب حتي اگر مورد بي حرمتي قرار گيرند سعي در رواج نگرش نقد پذيري و احترام به افراد جامعه دارند .

بديهي است اصول فرهنگ نقد منصفانه و تحمل افكار مخالف ، نياز به فرهنگ سازي در بستر زمان و به ويژه در بين اقشار جوان جامعه دارد و براي برون رفت از اين معضل لازم است مسولين فوتبالي برخي نظرات افراطي را هم بشنوند .

توهين و ناسزا با انتقاد فرق دارد و ما توهين را محكوم مي كنيم چون توهين ضعف يك انسان در نشان ميدهد و ادب و معرفت آن شخص را نشان مي دهد .

نظر نويسنده اين است كه شما سبك خاصي براي گزارش هاي خود داريد همانطور كه عادل فردوسي پور سبك خاصي براي خود دارد ، اصلا اگر گزارش ، گزارشگران آمريكايي يا ايتاليايي و يا همين گزارشگران عرب زبان كه كلمه گللللللللللل را مي كشند و فرياد ميزنند شنيده باشيم هر كدام سبك خاصي دارند و اتفاقا اين تغيير سبك ها بسيار جالب است .

نمي شود گفت سبك شما بايد همان سبك عادل فردوسي پور يا مزدك ميرزايي باشد و يا همانطوري كه سرهنگ عليفر گزارش ميكند شما هم گزارش كنيد ونمي شود سبك را از گزارشگر گرفت و ما به سبك شما علاقه منديم .گاهي شما جملاتي را در گزارش خود مي گوييد كه شنونده را به هزار جاي مختلف مي برد و براي آن نياز به توضيح زيادتري است يا گاهي جملات شما طنز گونه به نظر مي رسد ، شما به شنونده و طرفدار آن تيم حق بده كه گاهي تيم محبوب او يك گل عقب است و در آن حال شما جمله اي بگويي كه بر ناراحتي او بيافزايد و يا جملاتي كه شايد تعابير و معاني درستي هم داشته باشد اما بايد چند دقيقه اي فكر كني و بيننده يا شنونده نمي داند بازي را تماشا كند يا جملات شما را معني كند!

شما گزارش هاي گرم ، احساسي ، با تصعب ايراني از خود بروز مي دهيد و گاهي آنقدر گرم مي شويد كه شور بازي شما را مي گيرد و نمي دانيد جملات را چگونه به كار مي بريد ، مثلا : وقتي غلام رضا رضايي در موقعيت گل قرار مي گيرد از پشت صفحه مانيتور يا تلويزيون همانند يك سرمربي مي گوييد : بزن غلام بزن !!

پرده پوشي بر واقعيات ، واقعيتها را عوض نمي كند وقتي در كسي يا جايي يا رفتاري اشكال وجود داشته باشد ، فرزانگان عاقل از هر تذكري اصلاحي استقبال مي كنند تا آن را بر طرف سازند اما خود خواهان دوست دارند در همان موارد نيز مدح و تملق بشنوند و بر عيوب و كاستيهاي خود سرپوش بگذارند .

آقاي خياباني حرفهاي ما خودماني بود ما به شما علاقه منديم ، شما مي توانيد بعضي از جملات خود را در گزارشات اصلاح كنيد و يا مي توانيد دفعات بعد با متني طولاني تر سراغ منتقدان برويد .

منتشر شده در روزنامه جوان

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 14 دی1390 و ساعت 9:34 |